تبليغاتX
حقوق بشر و فردگرایی ( بهزاد مهرانی)
لیبرالیسم راه رهایی از جمود و انحصار گرایی
 

کیانوش سنجری

 

دیروز که با مادر کیانوش صحبت می کردم غمی جانکاه درونم را به هم فشرد.بسیار نگران و مضطرب بود.می گفت هیچ خبری از فرزندم ندارم.مدام گریه می کرد.می گفت هر روز عکسی از کیانوش با خود به زندان اوین می برم و سراغ از او می گیرم و غروب با دلی شکسته نا امید و تنها به خانه باز می گردم.او تنها کیانوش را دارد و پسری دیگر که گویا محصل است و کوچکتر از کیانوش.می گفت به آنها بگویید که من نگرانم وتنها.بگویید که بگذارند حداقل با من تما سی بگیرد.به او گفتم مادرم من به که بگویم؟دست من از همه جا کوتاه است.در ضمن گفت به آنها بگویید که من از بیماری صعب العلاجی رنج می برم.  گفتم حتما خواهم گفت.دیشب هنگام سحر دست به دعا برداشتم و به خدا گفتم.گفتم.از زبان مولانای بزرگ گفتم " اهد قومی انهم لا یعلمون".گفتم همه گمراهان را به راه راست هدایت فرما.ای خداوند بزرگ.

با امضاء کمپین زیر قدمی کوچک در راه آزادی کیانوش برداریم.

sos-sanjari.blogspot.com

Balatarin + نوشته شده در  2006/10/19ساعت 20:24  توسط بهزاد مهرانی  | 

احمد باطبی ظهر امروز پس از اتمام مرخصی ۴۸ ساعته که با تودیع وثیقه ۳۰۰ میلیونی فراهم آمده بود ،به زندان برگردانده شد.

 

.

Balatarin + نوشته شده در  2006/10/18ساعت 0:19  توسط بهزاد مهرانی  | 

دادگاه انقلاب با پذیرفتن وثیقه آقای لطف الله میثمی به مبلغ ٣۰۰ملیون تومان برای مدت ۴٨ ساعت به احمد باطبی مرخصی داد. روز یکشنبه ساعت ۱۰ صبح احمد باطبی   توسط ماموران وزارت اطلاعات   به همسرش تحویل داده شد .
همچنین از وی خواسته شده در محیطی ایزوله این مدت را با خانواده خود سپری نماید .و پس از پایان مهلت مقرر خود را به زندان اوین معرفی نماید .
Balatarin + نوشته شده در  2006/10/15ساعت 23:48  توسط بهزاد مهرانی  | 

کیانوش سنجری

کیانوش سنجری کجاست؟

در راه آمل برای شرکت در مراسم ختم اکبر محمدی بازداشت شدیم.به تعبیر بازداشت کنندگان،بازداشت که نه بل میهمان پاسگاه بودیم.در آنجا چند ساعتی را با دوستان گذراندیم.از کیانوش پرسیدم ،اگر از ما سوالاتی را پرسیدند و ما گفتیم " بدون وکیل حرف نمی زنیم"آن وقت چه می شود؟کیانوش نگاهی به من انداخت و با لبخند گفت " آره خوب،بگو من تو سریال های خارجی کانال سه سیما زیاد دیده ام که قاتلی پس از ارتکاب چند فقره قتل می گه من بدون حضور وکیلم حرف نمی زنم.من هم فهمیدم که چه حرف بی ربطی زده ام.

چند روزی ست که از کیانوش سنجری خبری نیست.مادرش غمگین و نگران است.هر بار پس از گفتگو با مادرش بغضی گلویم را می فشارد.چنان صدای حزینی دارد که قلب آدم را می فشارد.مادرش می گوید " فقط می خواهم بدانم فرزندم کجاست واز سلامتی اش کسب خبر کنم".

آیا این حق یک خانواده نیست که از وضعیت فرزندش پس از دستگیری اطلاع داشته باشد؟آیا معنای مهرورزی و رافت اسلامی جز این است که انسان،انسان است حتا اگر خطاکار باشد؟

شاید اگر بعدها کیانوش این چند خط را بخواند باز هم نگاه عاقل اندر سفیهی در من بیاندازد و بگوید"باز سریال های خارجی شبکه سه را دیده ای؟اینبار به او می گویم نه ،سریال ندیده ام بلکه به سخنان مسئولین مملکت گوش کرده ام.

کیانوش خیام را بسیار دوست دارد.بعضی شبها یکی از سرگرمی های ما فرستادن شعرهای خیام از طریق پیام کوتاه تلفن همراه بود.چند روزی است که همراهش در دسترس نمی باشد.

وقت سحر است خیز ای مایه ناز

نرمک نرمک باده خور و چنگ نواز

کانها  که  بجایند  نپایند    بسی

وانها که شدند کس نمی آید باز

بهزاد مهرانی

  

 

Balatarin + نوشته شده در  2006/10/12ساعت 7:49  توسط بهزاد مهرانی  | 

با گذشت حدود ۱۲ ساعت از پایان ناآرامی های شب گذشته در اطراف منزل آیت الله بروجردی، هنوز هیچگونه اطلاعی از وضعیت کیانوش سنجری فعال سیاسی و عضو جبهه متحد دانشجویی در دست نیست.

کیانوش سنجری که شب گذشته برای تهیه گزارش به محل اقامت آیت الله مراجعه کرده بود به همراه سایر هواداران وی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شده است. گفته میشود کلیه این بازداشتها توسط ناجا صورت گرفته است.

در این حال با توجه به اینکه سایر هواداران آیت الله بروجردی که در طی روزهای گذشته بازداشت شده بودند به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل گشته اند. این احتمال وجود دارد که کیانوش سنجری نیز به این بند انتقال یافته باشد.

همچنین به گفته شاهدان عینی تعداد زیادی از افراد حاضر در این تجمع در جریان زد و خوردهای شب گذشته به بیمارستان امام خمینی و سایر بیمارستانهای اطراف منتقل شده اند

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر                            

به محض اطلاع بیشتر از وضعیت کیانوش عزیز دوستان را مطلع خواهم کرد.

بهزاد مهرانی

Balatarin + نوشته شده در  2006/10/9ساعت 17:32  توسط بهزاد مهرانی  | 

علی شریعتی هیچ گاه در آثارش خواهان تشکیل حکومت اسلامی با محوریت اجرای احکام فقهی اسلام نبود . طعنش بر روحانیت ، خصوصا محمد باقر مجلسی فقیه عصر صفوی نشان از آن دارد که چندان در پی برقراری احکام شریعت اسلام نبوده است . بارها در آثارش هر گونه انقلابی قبل از آگاهی را فاجعه دانسته است . اما تاکید او بر " اسلام انقلابی " در نهایت منجر به " انقلاب اسلامی " گردید ، که بعد ها زعمای سیاسی آن مدعی شدند که هیچ کاری " جز برقراری احکام اسلامی " ندارند ، تفکری که گمان می برد اگر حکم های فقهی- شریعتی به درستی اجرا شوند کشور گلستانی خواهد شد که مردمش هم دنیا دارندو هم آخرت . گمان می کردند که اگر دست دزد قطع شود ، اگر زانی سنگسار شود ، شرب خمر را تازیانه در پی باشد ،روضه رضوان موعود در زمین به پا خواهد شد . " انقلاب اسلامی " پی آمد نا خواسته آن تفکر " اسلام انقلابی " دهه 40 و50 بود که از پیوند اندیشه های عدالت خواهانه چپ و ایدئولوژی اسلامی به وجود آمد و این همه ، از نتایج ناخواسته تفکرات علی شریعتی بود . برشی از دین، که سمبل آن ابوذر غفاری – که شریعتی او را اولین خداپرست سوسیالیست می دانست- بود توانست جمع کثیری از مردم را بر علیه نظام وقت بشوراند . عناصر این گفتمان انقلابی ، بی اعتنایی به لیبرالیسم ، فرد گرایی ، حقوق بشر و در یک کلام پشت کردن به مبانی تئوریک مدرنیته بود . شعار این جریان " بازگشت به خویشتن خویش " بود . تصور می کرد که منابعی از سنت ما - که دین از مولفه های مهم آن  است - مغفول مانده است که اگر با تلاش و جد و جهد علمی این منابع  باز کاویده شود ، مشکل انحطاط ما حل خواهد شد ، هر چند که این جریان رنگ و لعاب مدرن داشت و از مکاتب فکری و ایسم های جدید بهره می گرفت ، اما همچنان دل در گرو اصلاح سنت با ابزار سنت داشت . فی المثل " انقلاب " که خود یک مفهوم مدرن بود و در جهان سنت سابقه ای نداشت از دل " منجی و موعود گرایی " مذهبی در آمد.

" انتطار مذهب " اعتراض شد و شیعه شد یک حزب تمام . یعنی تمام مفاهیم مدرن در خدمت سنت گرفته شد بلکه از درون این سنت " نوزایشی " به وجود آید و " پروتستانیسم اسلامی " شکل بگیرد .

حرکت آیت الله بروجردی یک روی دیگر این سکه است . یعنی تفکری که در گذشته می خواست برای " اسلام انقلابی و ایدئولوژیک " – که هم انقلاب و هم ایدئولوژی مفهومی مدرن بودند – مبنای درون دینی و درون سنتی بیابد ،جای خود را به اندیشه ای داده است که می خواهد برای تجارب بشری عظیمی چون تفکیک نهاد دین و نهاد دولت ، سکولاریسم ، حقوق بشر و فرد گرایی پشتوانه تئوریک " درون دینی " بیابد . یعنی اعتقاد به امام زمان که زمانی از او " اعتراض " در جهت تشکیل حکومت دینی فهمیده می شد امروز ، همان باور به امام منجی ، می خواهد در جهت نفی حکومت دینی گام بردارد . هر دو باور، خواهان نو زایی سنت از درون سنت است .

 در اینجاست که اختلاف تئوریک آشکار می شود . جدایی نهاد دین و دولت و سکولاریسم اصلی پذیرفته شده در جهان جدید است . بشر امروزی که پس از قرن ها که از امتزاج این دو آسیب دیده ، امروز سر بر بالین سکولاریسم نهاده است . به اینجا رسیده است که " دولت دینی " نه دین است و نه دولت . اما منظر انسان مدرن از درون سنت نیست . انسان مدرن پس از " عصر روشنگری " پی برده است که احیای سنت با سنت ممکن نیست و حتی اگر چون بسیاری اهل دانش مدرنیته را نتیجه " گسست کامل " از سنت ندانیم و بین مدرنیته و سنت به پیوست باور داشته باشیم اما دیگر زندگی در جهان مدرن با آذوغه های " سنت " امکانپذیر نیست و این کاری است که آیت الله بروجردی در پی آن است . می خواهدبا تاکید بر عناصر درون سنت ، سنت را اصلاح کند . میخواهد مفهوم مدرنی چون سکولاریزاسیون را از دل کتاب و سنت بیرون بیاورد . هر چند ایشان به درستی به آفات " دین سیاسی " و " سیاست دینی " پی برده است و به این امر تفطن یافته است که حکومت بیش از ربع قرن اسلامی حاضر نه تنها نتوانسته است " ید خلون فی دین الله افواجا " را به منصه ظهور برساند بلکه دین را هم به گفته امام علی (ع) پوستین وارونه ای ساخته است که نتیجه مختوم و محتوم آن " یخرجون فی دین الله افواجا " بوده است، اما ایشان به این مهم پی نبرده اند که از درون سنت راه به جایی نمی توان برد . اگر هم راهی برای احیای سنت های پسندیده باشد ! از درون مدرنیته است نه با رنگ و لعاب مدرن و نه با سنت .

 به گفته سید جواد طباطبایی : " بدیهی است که تا زمانی که شالوده نظام سنتی مورد تردید قرار نگرفته باشد ، موضع آگاهی آن نمی تواند تغییر کند و تا زمانی که نشانه هایی از دنیای جدید در افق دگرگونی های تاریخی پیدا نشود ، تدوین مفهومی نو از سنت امکانپذیر نخواهد شد .....مکتب تبریز ص 54

اما از زاویه ای که من از آن به مسئله آیت الله کاظمینی بروجردی نگاه می کنم " حقوق بشر " است . کرامت ذاتی انسان . از اینجاست که تضییع و تضییق  حقوق ایشان را – با حفظ اختلاف عقیده – مطعون و مذموم می دانم . انسان برتر از اندیشه است،پس به خاطر هیچ اندیشه ای ،هیچ انسانی را نباید در تنگنا قرار داد.در لحظات آخری که این نوشته را به پایان می بردم با خبر شدم که آقای بروجردی دستگیر شدند،من این عمل را نکوهیده و ناپسند می دانم.آزادی مذهب و انجام مناسک و شعا ئر مذهبی حق هر انسانی ست.این حق را پاس بداریم.

بهزاد مهرانی

Balatarin + نوشته شده در  2006/10/8ساعت 16:6  توسط بهزاد مهرانی  | 

ميزان نيوز: بيش از هزار نفر از هواداران آيت‌‏الله سيدمحمد كاظميني بروجردي در اعتراض به آنچه آن را ايجاد محدوديت براي ترويج افكار مرجع‌‏شان مي‌‏خوانند، در محل اقامت اين روحاني تجمع كردند. اين تجمع با ورود برخي از افراد ناشناس به تشنج كشيده شد. نيروهاي ضدشورش حاضر در محل از گاز اشك‌‏آور استفاده كردند كه تجمع‌‏كنندگان با آتش زدن لاستيك نسبت به خنثي كردن اثرات گاز اشك‌‏آور اقدام كردند.به گزارش شاهدان عینی تا ساعت 2 صبح شمال خیابان اوستا در اختیار نیروهای ضد شورش و لباس شخصی و جنوب این خیابان در اختیار هواداران بروجردی که مجهز به شمشیر چوب چاقو و چماق هستند بود. اما در ساعات اولیه بامداد خبر رسید که در پی حمله نیروی انتظامی وی به همراه برخی از هوادارانش بازداشت شده است.

Balatarin + نوشته شده در  2006/10/8ساعت 12:59  توسط بهزاد مهرانی  | 

ناآرامی در خیابان و کوچه های منتهی به منزل آیت الله کاظمینی بروجردی که از صبح امروز آغاز گشته بود,  همچنان ادامه دارد. بنا خبر رسیده از میدان انقلاب جمع زیادی ( در حدود ۲۰۰۰ نفر) از هواداران این روحانی مخالف حکومت,  با مسدود نمودن کوچه های منتهی به منزل وی قصد دارند از بازداشت او توسط نیروهای انتظامی خودداری کنند. این افراد که بعضا مجهز به سلاحهای سرد نیز باشند چندین بار با نیروهای امنیتی درگیر شده و عده ای نیز مجروح گردیده اند. در این حال آیت الله بروجردی توسط بلندگو اعتراضات خود را به دستگاه حکومت به شدیدترین شکل بیان میکند.

تعداد قابل توجهی از مامورین امنیتی نیز منزل آیت الله بروجردی و جمعیت حاضر را به محاصره خود درآورده و با تجمع کنندگان درگیر شده اند. همچنین سردار طلایی  با حضور درمیان تجمع کنندگان  به آنها اعلام کرد در صورت عدم ترک محل بازداشت خواهند شد.

هم اکنون و پس از ناتوانی نیروهای امنیتی حاضر در متفرق نمودن هواداران آیت الله بروجردی,  نیروهای ضد شورش در تمامی خیابانها و کوچه های منتهی به منزل وی مستقر شده اند. اخبار رسیده حاکی از درگیریهای شدید بین نیروهای انتظامی و مردم است.

این افراد که شعارهایی چون آزادي مذهبي حق مسلم ماست», «آزادي, آزادي, حق مسلم ماست», و ... را سر میدهند خواهان آزادی کلیه هواداران بازداشت شده آیت الله بروجردی هستند. گفته میشود احتمال بازداشت آیت الله بروجردی با توجه به شرایط بوجود آمده زیاد میباشد و منابع آگاه احتمال میدهند  که نیروهای امنیتی وی را طی امشب و یا چند روز آینده بازداشت کنند. در این حال با توجه به جمعیت قابل توجه هواداران وی که اکثرا مجهز به سلاح سرد میباشند,  احتمال بروز درگیریهای خونین بین مردم و نیروهای ضد شورش حاضر در محل نیز وجود دارد.

گفتنی است در طی روزهای گذشته حدود ۱۰۰ تن از هواداران آیت الله کاظمینی بروجردی توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به زندان اوین منتقل گشته اند.

کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر                            

Student committee of

human right reporters

توضیح:هر گونه حرکت خشونت آمیز از هر طرف که باشد مذموم و مطعون است.حرکت های خشونت آمیز راه به جایی نخواهد برد.پیروان بروجردی در برابر هر خشونتی که بر آنان اعمال می شود باید از خشونت ورزی اجتناب کنند.باید اعتراضات خود را به صورت مدنی و به دور از خشونت ابراز دارند.جامعه ایران دیگر تحمل هیچ گونه حرکت قهری و انقلابی را ندارد.

بهزاد مهرانی

Balatarin + نوشته شده در  2006/10/7ساعت 22:11  توسط بهزاد مهرانی  | 

Balatarin + نوشته شده در  2006/10/5ساعت 13:43  توسط بهزاد مهرانی  | 

آزادی دکتر حسام فیروزی را به ایشان و همسر و عسل کوچولو نازنین تبریک می گویم.

به امید آزادی تمامی زندانیان عقیدتی و سیاسی

آنجا که عشق

غزل نیست

که حماسه یی ستُ

هر چیز را

            صورت حال

                           باژگونه خواهد بود:

زندان

       باغ آزاده مردم است

و شکنجه و تازیانه و زنجیر

نه وهن به ساحت آدمی

                               که معیار ارزش های اوست ....

احمد شاملو.آیدا:درخت و خنجر و خاطره انتشارات مروارید ۱۳۷۲ ص ۹۹

Balatarin + نوشته شده در  2006/10/4ساعت 22:48  توسط بهزاد مهرانی  | 

 دکتر “حسام فیروزی”، پزشک معالج احمد باطبی ظهر روز سه شنبه در منزل مسکونی اش در تهران بازداشت شد. همسر حسام فیروزی با تایید این خبر گفت در ساعت ۱۲ ظهر امروز چندین مامور لباس شخصی وزارت اطلاعات با مراجعه به منزل شان، پس از تفتیش منزل و توقیف وسائل شخصی دکتر فیروزی، وی را بازداشت کرده و با خود برند. در حکم بازداشت فیروزی، محل بازداشت، بازداشتگاه ۲۰۹ قید شده بود. در پی بازداشت احمد باطبی، دکتر فیروزی در نامه ی سرگشاده ای - که در رسانه ها منتشر شده بود- نسبت به سلامت باطبی اظهار نگرانی کرده بود. ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه  ۱۱ مهر ۱٣٨۵ -  ٣ اکتبر ۲۰۰۶


به گزارش واحد خبری کمیته دانشجویی دفاع از زندانیآن سیاسی، همسر حسام فیروزی با تایید این خبر گفت در ساعت ۱۲ ظهر امروز چندین مامور لباس شخصی وزارت اطلاعات با مراجعه به منزل شان، پس از تفتیش منزل و توقیف وسائل شخصی دکتر فیروزی، وی را بازداشت کرده و با خود برند .
در حکم بازداشت فیروزی، محل بازداشت، بازداشتگاه ۲۰۹ قید شده بود.در پی بازداشت احمد باطبی، دکتر فیروزی در نامه ی سرگشاده ای - که در رسانه ها منتشر شده بود- نسبت به سلامت باطبی اظهار نگرانی کرده بود .
گفتنی است دکتر فیروزی پزشک معالج اکبر گنجی نیز بوده است


Balatarin + نوشته شده در  2006/10/3ساعت 22:17  توسط بهزاد مهرانی  | 

شصت و شش روز از بازداشت احمد باطبی گذشت . او همچنان در وضعیت بلاتکلیفی به سر می برد . دکتر سمیه بینات همسر احمد باطبی، وضعیت وی را نامطلوب عنوان کرد و بیان داشت او در شرایط جسمانی نامناسبی قرار دارد . سمیه بینات گفت : زمان ملاقات او نصف زمان یک زندانی عادی است . او در هفته فقط یک بار حق مکالمه تلفنی دارد و شرایط هوا خوری در زندان بسیار نگران کننده است . او گفت : مدت هوا خوری احمد باطبی هفته ای 120 دقیقه است که آن هم به طور مرتب انجام نمی شود . در محل نگهداری او نور مناسب وجود ندارد و از نور آفتاب بی بهره است .

همسر احمد باطبی گفت : ملاقات امروز ( دوشنبه ) در محیطی مملو از مامور انجام شد و از رساندن وسایل ضروری که ما از بیرون زندان برای او تهیه کرده بودیم ممانعت به عمل آمد . برخورد مامورین با من و خانواده اش بسیار بد و زننده بود که این امر موجب بحث لفظی میان من و احمد با مامورین گردید . اینکه تا کنون احمد باطبی تفهیم اتهام نشده است خلاف قانون است ، اگر احمد ادامه حبس 15 ساله خود را متحمل می شود ، باید به بند عمومی 350 منتقل شود واز شرایط و امکانات یک زندانی عادی بهره مند شود و اگر چنین نیست باید تفهیم اتهام شود . این بلاتکلیفی برای من و خانواده اش عذاب آور شده است .

" احمد باطبی در تاریخ 7 مرداد ماه در منزلش در تهران بازداشت گردید ه و بعد از گذشت بیش از دو ماه همچنان در بند وزارت اطلاعات نگهداری می شود" .

 

بهزاد مهرانی

دوشنبه

10/7/1385

 

Balatarin + نوشته شده در  2006/10/3ساعت 2:37  توسط بهزاد مهرانی  | 

آخرین لیست یاران دستگیر شده ی آیت الله بروجردی

در تهاجمات چند روز اخیر تا غروب یک شنبه – 9 مهرماه 85 :

دستگیری در اطراف محل سکونت آیت الله کاظمینی بروجردی همچنان ادامه دارد. روز پنجشنبه  ششم مهرماه 41 نفر از یاران و محافظان آیت الله کاظمینی بروجردی دستگیر شده بودند و روز جمعه هفتم مهرماه 35 تن دیگر نیز بازداشت شدند. از دستگیر شدگان روز پنجشنبه 3 تن آزاد گردیدند. در ادامه این تهاجمات تا غروب روز یک شنبه رویهمرفته  بیش از 114 نفر از یاران و محافظان آیت الله بروجردی در زندان بسر می برند .آیت الله بروجردی روحانی سنت گراست که خواهان عدم مداخله سیاست در مذهب است.او بر این باور است که  امتزاج قدرت و دیانت به مذهب آسیب فراوان رسانده است. اسامی بازداشت شدگان از جانب محافظین آقای بروجردی اعلام شده است.اسامی دستگیر شدگان و پیام ایشان را در ادامه مطلب ببینید...


ادامه مطلب
Balatarin + نوشته شده در  2006/10/1ساعت 17:10  توسط بهزاد مهرانی  | 

دوستی ، مشفقانه مرا پند می فرمود که چرا در وب لاگ خود ، با اسم مستعار نمی نویسی ؟   گفتم :  چه می گویم که نیاز به چنین کاری باشد .

می گویم : انسان زیباست ، زیباتر از اندیشه . همین موجود دارای رگ و پوست و خون ، همین موجودی که در باور ادیان ابراهیمی از گل رسوب گرفته ، آفریده شده است .انسان غایت بالذات است.

همین انسان " خرقه تردامن و سجاده شراب آلوده" . چه گره های فروبسته از ما گشوده خواهد شد،اگر انسان را برتر از اندیشه بدانیم. دیگر هیچ کس " بندی " اندیشه نخواهد بود .

کفر و ایمان از یک آبشخور ، رفع عطش خواهند کرد . مگر نه این است که کفر و ارتداد بدترین گناه در باور سنت است و هدم و نابودی بادافره آن . اگر انسان را والاتر و برتر از هر تفکری بدانیم ، دیگر ، چیزی ارزشمندتر از انسان نخواهیم داشت تا آدمی را قربانی آن بت عیار کنیم . مولانا می فرماید :

ای برادر تو همان اندیشه ای /ما بقی خود استخوان و ریشه ای /گر بود اندیشه ات گل ، گلشنی / ور بود خواری تو هیمه گلخنی

 

انسان همان اندیشه نیست ، انسان عظیم تر از اندیشه است. هیمه و گل بودن فکر ، نه ازهیمنه آدمی می کاهدونه برآن میافزاید. اینجاست که " حقوق بشر " متولد می شود و انسان می شود خط قرمز ما در این خاکدان.

نه تنها ما صغار نیستیم که نیاز به قیم و ولی داشته باشیم ، که اصولا ولایت ، در ولایت ما هیچ کاره است.

هر چه در این دنیای بشری است ، بشری است و هر چه از ذهن ما می تراود خاکی است و آلوده . دراین خاک ، ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت با ما باده مستانه می زنند . اگر از بام تا شام فراموش نکنیم که انسانیم چه دنیای زیبایی خواهیم داشت . زشتی و پلشتی آنگاه رخ می نماید که خود را واصل به آسمان بدانیم و زمینیان را ریزه خوار نعمت خوان ملکوتی خود بدانیم. زیر سقف این آسمان هر که می زید اگر از بلاهت جانوری بر خوردار نباشد ،خاکی است و آلوده . آنکه خود را برتر از چون و چرای انسانی می داند ، دست در دامان الوهیت زده است و فرعون وار"انا ربکم الا علی " سر داده است و تاریخ پر است از شقاوت ها و زشتی های اینچنین انسان هایی که گمان دارند خلقت برایشان حساب ویژه ای گشوده است .

همه حرف من این است که ما انسانیم .آیا گفتن و پافشاری بر این سخن آنقدر خطرناک است که نیازی به در لفافه نوشتن دارد ؟

باید حرمت آدمی را پاس داشت . به بند کشیدن آدمیان به بهانه اندیشه و بیان آن ، وهن آدمی است . هر که استبداد ورزد هلاک شود . آیا مستبد را مشفقانه پند دادن که سلاح تکفیر و تفسیق بر زمین نهادن ، صلاح اوست ، هراس دارد ؟ آیا فرا خواندن حاکمیت به تسامح و تساهل گناهی نابخشودنی است ؟ حقانیت ، نیازی به تهدید و تحدید آزادی ندارد . آنکه آزادی و آزادیخواهی را در بند می خواهد ،چو بید بر سر ایمان خویش می لرزد . آیا این سخنان ، آنچنان خوف انگیز است که باید با نام مستعار بر زبان راند ؟

بازداشت و حبس ، چاره کار یکه سالاران نیست . "پریرو تاب مستوری ندارد". آزادی را اگر از در برانی ازهزاران پنجره داخل خواهد شد .آری این سخنان نسبتی با بند و شلاق ندارد . پس مرا از گفتن آن هراسی نیست.

Balatarin + نوشته شده در  2006/9/30ساعت 2:30  توسط بهزاد مهرانی  | 

خدمت عالیجناب پاپ اعظم
با سلام و احترام
اینجانب سید حسین کاظمینی بروجردی صاحب بزرگترین جمعیت مستقل مذهبی ایران هستم که مغضوب حکومت می‏باشم و سالهاست که مورد آزار و اذیت وزارت اطلاعات و دادگاه ویژه روحانیت هستم. دلیل عمده فشارها و حصرها و تنگناهای اجتماعی و تبلیغی و روانی و جسمانی بنده، طرد دین دولتی و ناباوری به دنیاطلبی است. شعار حقیر در طول سالیان متمادی، صلح‏جوئی و خداگرائی و بشردوستی می‏باشد، زندگی ساده من و پدرم که از بزرگان علماي تهران بوده سبب گرایشات عمومی جامعه شده و وسیله‏ای برای تقرب مردم به خدای بزرگ گردیده. پدرم مردم‏دار و تکیه‏گاهی برای گرفتاران و بیچارگان شهر بود که چهارسال قبل به طرز مشکوکی در بیمارستان درگذشت و بلافاصله مسجدش که نیم قرن در آن عبادت الهی می‏کرد مصادره گردید و مزارش که در بیرون مسجد نور ميدان خراسان تهران قرار داشت تخریب شد و زائرانش دستگیر و در زندان شکنجه گردیدند و اكنون نيز متعهد به عدم ورود به آنجا مي‏باشند.
بنده در طول چهارده سال گذشته همواره مورد خصومت حکومتی قرار گرفته‏ام که مدعی اسلام‏خواهی بوده و از تشیع دم می‏زده اما با یک روحانی سرشناس از سلسله خاندان پیامبر و آلش چنان ضدیتی می‏کرده که به باور دیگران نخواهد آمد. گناه من آنست که نمی‏خواهم دیانت و سیاست را درهم بیامیزم و آخرتم را به قیمت دنیامداری از دست بدهم، جرم نابخشودنی بنده آنست که حقیقت اسلامی را عیان می‏سازم که شعارش مصالحه و مسامحه و تساهل و گذشت است. تشیعی را بازخوانی می‏کنم که پیشوایش، قاتل خود را از خواب بیدارمی‏کند و مجال گریز به او می‏دهد و پس از ارتکاب ترور، سفارش وی را به فرزندانش می‏کند که اگر مورد عفو قرار گیرد برای پدر مضروب و مجروح بهتر است.
اکنون که برایتان نامه می‏نویسم در آستانه قتل قرار دارم و پنجاه روز است که منزلم در محاصره نیروهای دولتی قرار دارد و حکم تیرباران حقیر و یاران و پیروانم صادر گردیده، ولی به یاری خداوند از تسلیم شدن اجتناب کرده‏ام و مهیای کشته شدن می‏باشم. هر لحظه احتمال حمله پلیس و چماق به دستان حکومتی به خانه‏ام می‏رود در حالی که همسر و فرزندانم کفن پوش و چشم به راه قاتلین هستند.
عالیجناب پاپ اعظم، آخرین جلسه دعا و نیایش من به گزارش خبرنگاران داخلی و گواهی فیلمها و عکسهای موجود در بزرگترین ورزشگاه سرپوشیده ایران به میادین و خیابانهای اطراف آن رسید و سبب حیرت ملت و غضب دولت گردید. اکنون پیروانم در چنگال ظالمان مدعی اسلام قرار دارند و در شکنجه‏گاه‏های مخوف جان می‏دهند. رسانه‏های جمعی داخلی تحت بایکوت و سانسور شدید وزارت اطلاعات قرار دارند و کلمه‏ای از من نمی‏نویسند و خبرگزاریهای بین‏المللی که به پخش مسائل بنده می‏پردازند با جمع‏آوری ماهواره‏ها در داخل کشور روبرو می‏شوند. فلذا چاره‏ای جز کشاندن این وضع اسفناک به سازمان ملل نبوده و باید از طریق سازمانهای مدافع حقوق بشر مانع ادامه تجاوزات گردید.
انتظار می‏رود که دیده‏بانهای حقوق بشر و حافظین صلح برای حمایت از دین آزاد و سنتی مورد تبلیغ من مداخله کرده و از جان بنده و خانواده و یاران و پیروانم محافظت نموده و صدای محصور مرا به جهانیان برسانید.

سید حسین کاظمینی بروجردی

Balatarin + نوشته شده در  2006/9/28ساعت 13:34  توسط بهزاد مهرانی  | 

تصویر آقای امیر عباس فخرآور در مقاله روزنامه دیلی تلگراف

تکذیب و توضیح احمد باطبی در خصوص ادعاهای  امیرعباس فخرآور

اخیرا آقای امیرعباس فخرآور که به تازگی از ایران خارج شده و در رسانه های مختلف خود را به عنوان یکی از رهبران جنبش دانشجویی  خواند ه و در کنار ادعاهای  نادرست ،  خود را دارای رابطه سیاسی ویژه با اینجانب و سایر فعالان سیاسی و کوشندگان دموکراسی و حقوق بشر معرفی می کند لذا جهت روشنگری پیرامون مطالب مطرح شده ،  ذکر برخی نکات را ضروری می دانم.

اینجانب  در طول مدت فعالیت سیاسی و سالهای زندان با بسیاری از زندانیان و فعالان سیاسی دارای مناسبات سیاسی و  روابط  انسانی  و دوستانه بوده ام.این افراد متعلق به گروههای فکری و سیاسی مختلف بوده اند.آقای  امیرعباس فخرآور نیز جزئی از این گروه وسیع بوده و شبهه های ایجاد شده مبنی بر داشتن رابطه ویژه سیاسی با اینجانب و هم سو بودن مواضع سیاسی من با ایشان کذب  و غیر واقع است و رابطه من با ایشان صرفا رابطه ای  انسانی  بو ده و لا غیر.

در عین حال ذکر نکته ای دوستانه را خطاب به ایشان ضروری می بینم و آن اینکه فرایند کسب وجهه سیاسی اجتماعی در یک جامعه روندی مشخص و زمان بر است و تنها کسانی می توانند مدعی  داشتن مرجعیت اجتماعی و تاثیرگذاری در تلاش شهروندان یک جامعه برای دستیابی به سعادت جمعی باشند که اولا دارای چارچوب  فکری مشخص و روشن وسابقه سیاسی شفاف باشند . ثانیاَ پایگاه مشخص اجتماعی داشته باشند. تلاش برای رشد بادکنکی و دوپینگ سیاسی از طریق طرح ادعاهای خلاف واقع و تراشیدن سابقه آنچنانی برای خود با ادعای رهبری جنبش دانشجویی ممکن است در کوتاه مدت سودی برای فرد مدعی به همراه بیاورد اما نگاه تیزبین جریانات سیاسی اجتماعی  و شهروندان در نهایت قضاوت درست و بیرحمانه ای نسبت به این ادعاها خواهند داشت .و کلا م آخر آنکه رفتارهای نسنجیده هیچ فردی برای کسب اعتبار شخصی از کنار تلاش های صادقانه فعالان مدنی ایران از دیگاه مردم پنهان نخواهد ماند. 

 

                                                                                                 20/4/85
                                                                                                احمد باطبی

Balatarin + نوشته شده در  2006/9/27ساعت 23:39  توسط بهزاد مهرانی  | 

 شهریور ۱۳۸۵

در انتظار رسيدن نامه اي ديگر


 
عيسي سحرخيز

۳۰ شهریور ۱۳۸۵

باز راهيان عشق در غم از دست دادن عزيزي هستند؛ عزيزي از عزيزان عرصه روزنامه نگاري و مطبوعات ايران، ماهنامه نامه و در کنارش نشرياتي ديگر از جمله روزنامه وزين شرق.

بناي آن را ندارم که سخنان چند ماه اخيرم را تکرار کنم و هشدار دهم که مشکل کجاست و نقطه توجه ما بايد کجا باشد و بي خود ننشينيم و نگوئيم که مقام هاي بالاي کشور در جريان بستن و توقيف نشريات و بيکار شدن صدها نفر نبوده اند و اگر بودند چنين و چنان. اين خطايي است که بسياري کرده و هنوز مي کنند و با اين اشتباه راهبردي، راهکارهاي نامناسب بر مي گزينند و درنتيجه به راه خطا مي روند. به باور من، اکنون در کوچکترين تحولات ايران تنها يک نفر است که دستور صادر مي کند، و ديگران بندگاني گوش به فرمان بيش نيستند. پيش از اين موضوع را بسط داده و گفته ام و اکنون قلب آن سخنان را تکرار کنم: "آنچه اکنون در کشور جريان دارد حاکميت مطلقه يک فرد- آقاي خامنه اي- بيشتر نيست و ديگران، چه در دولت تزئيني، چه در مجلس فرمايشي، و چه در قوه قضائيه تحت امر، چيزي نيستند جز معاوناني فرمانبردار و در واقع عروسک هاي خيمه شب بازي که دست ها و پاهايشان با نخ هاي نامرئي به حرکت درمي آيد و برنامه ها و نقشه هاي بازيگر پس پرده را اجرا مي کنند و ديگر هيچ."

تصور من اين ست که اگر اين نکته را عزيزاني چون آقاي خاتمي و اکثريت اصلاح طلب حاکم بر مجلس ششم و شخص آقاي کروبي درک کرده و بر اساس آن راهبردها و راهکارهاي خود را تنظيم مي کردند، ما اکنون در اين نقطه اسفناک تاريخي نمي ايستاديم و کشور در سراشيبي سقوط همه جانبه نبود و خطر تحريم و جنگ در پشت دروازه ها، و مردم در بيم و اميد.

دور جديد برخورد با مطبوعات و روزنامه نگاران و در کنارش سايت هاي خبري و وب لاگ نويسان اگرچه مايه تاسف است، اما با خود يک پيام صريح و روشن دارد، و آن اين ست که سياست "بقا" نيز سياستي بي اثر و کم اثر بوده است. اصل موضوع اين است وقتي روزنامه و يا مجله اي "اثرگذار" شد، از ديد اقتدارگرايان "خطرناک" است و محکوم به "فنا". دنبال اين موضوع نگرديد که تير غيبي از کجا آمد و چه کسي آن را از چله کمان رها کرد، در پي آن نباشيد که آب رفته را به جوي باز آريد و با زاري و تمنا و يا کارهاي پشت پرده، چند روزي حکم مرگ نشريه خود را عقب بيندازيد و يا آن را با تنفس مصنوعي حيات بخشيد. در دوران خفقان و برخاستن صداي پاي فاشيسم، کار را بايد به گونه اي ديگر چاره کرد. اگر اين کنيم آنگاه چون حافظ دل قوي خواهيم داشت و رندانه خواهيم سرود:

ما را ز منع عقل مترسان و مي بيار کان شحنه در ولايت ما هيچ کاره نيست

بر اين اساس است که من اعتقاد دارم تا زماني که کار يک سره نشده و تکليف ها روشن، ما نبايد به صحنه عادي فعاليت مطبوعاتي بازگرديم و از روش هاي معمول در پي انتشار روزنامه و مجله باشيم. ضرورت دارد روش و منش خود را عوض کنيم؛ بايد نقطه تماس با مخاطب را تغيير دهيم و به سايت هاي خبري، وب لاگ ها، راديو و تلويزيون هاي ماهواره اي و ديگر فناوري هاي نوين روي آوريم. و در کنار آن روش ارتباط با مخاطب را نيز بايد دگرگون سازيم؛ شيوه هاي جديد نوشتن و گفتن مناسب اين دوران را بيازمائيم و اقتدارگرايان را در ميداني ناشناخته خلع سلاح کنيم. آن ها در اين ميدان دست ما را خوانده اند و شيوه مبارزه را آموخته اند و تازه هرجا کم آورده اند صحنه بازي را به هم ريخته و روش بازي را عوض کرده اند و دوستان خوب گفته اند که شطرنج بازي با گوريل نادرست است و بازي در ميدان آنان و با شيوه آنان خطا. و از سوراخي دوبار و چندبار گزيده شدن کاري خلاف عقل است و شيوه خردمندان نيست.

بايد کاري کنيم که آفتاب باز از "شرق" برآيد، تيرگي و پليدي رخت بربندد و روشنايي و پاکي بر جان و خردمان بتابد. در اين شرايط نه هر ماه، بلکه هر روز و هر لحظه "نامه" اي خواهد رسيد و پيام آزادي، دموکراسي و حقوق بشر با خود خواهد آورد و برابري و عدالت.

منبع:روزنامه الکترونیکی روز

 www.roozonline.com

Balatarin + نوشته شده در  2006/9/23ساعت 23:7  توسط بهزاد مهرانی  |