![]()
بیش از بیست سال است که شاید کمتر روزی باشد که کتاب نخوانده باشم.در سخت ترین شرایط ها یار ِ غار من کتاب بوده است. اما چند روزی است که نمی خوانم. همیشه از لذت کتاب خواندن گفته ام، اما امروز می خواهم از لذت نخواندن بگویم. شاید در جامعه ای که سرانه ی مطالعه به روزی چند دقیقه هم نمی رسد، از لذت ِ نخواندن سخن راندن کج سلیقگی باشد. این روزها فقط با خود کتاب حمل می کنم و شب ها بر بالین خود کتاب می گذارم که فاصله ام با آن زیاد نشود، اما کمتر می خوانم. کمتر می خوانم وبیشتر از کتاب برای خواب بالش می سازم که به قول مولانا:
گرچه مقصود از کتاب آن فن بود
گر تو اش بالش کنی هم می شود
این روزها که پدرم سخت بیمار است ،بیشتر می اندیشم. به زندگی،به مرگ،به درد جاودانگی، به هدف و معنای حیات. به آنچه تا کنون خوانده ام، می اندیشم. گوش سپرده ام به سخنان سپهری:
باید کتاب را بست / باید بلند شد / در امتداد وقت قدم زد / گل را نگاه کرد / ابهام را شنید
آری، این روزها نمی خوانم،تنها می بینم و می اندیشم. به تنهایی و سرگشتگی بشر فکر می کنم. به تنهایی. به تنهایی ِ خود که چه دشوار می توان آن را با کسی تقسیم کرد. بیماری پدرم و دست و پنجه کردن او با مرگ، نگاه مرا به هستی، به انسان ، به مذهب، خدا و ... دگرگون کرده است. دارم بار دیگر، شاید برای چندمین بار در باورهای خود کنکاش می کنم. می گویند: شر، زراد خانه ی ملحدان است. به شرور عالم می اندیشم .به کفر و ایمان،به الحاد و دینداری. کتاب را بسته ام.
باید دوید تا ته بودن / باید به بوی خاک فنا رفت / باید به ملتقای درخت و خدا رسید / باید نشست / نزدیک انبساط / جایی میان بی خودی و کشف.
این نگاه ساده و بی آلایش سهراب را چندان این روزها درک نمی کنم. بار دیگر به سوی کتاب، باز خواهم گشت. این را یقین دارم. اما چگونه بازگشتی باشد ؛نمی دانم.
این روزها کتاب را بسته ام تا بلکه در ذهن خود گشایشی را دست یابم. این روزها رهایم از دانستن. رهایی از دانستگی.
این روزها
بی تابی انگشتانم شور ربایش نیست، عطش آشنایی است.
دستگيري يک کلاهبردار بي نام ديگر
به دنبال سخنان احمدي نژاد
این گزارش را می توانید در سایت روز نیز بخوانید.
به دنبال سخنان احمدي نژاد و آن طور که خبرگزاري فارس نوشته با پيگيري گروه اقتصادي اين خبرگزاري، خبر دستگيري يک کلاهبردار منتشر شد.اين کلاهبردار"بي نام"، 110 ميليارد تومان از شبکه بانکي تسهيلات گرفته و با آن بيش از 90 قطعه ملک به نام خود و نزديکانش خريداري کرده است.
به گزارش خبرگزاري فارس،به دنبال سخنان احمدي نژاد در جلسه توديع و معارفه رئيس کل بانک مرکزي، خبرنگار اقتصادي اين نشريه ضمن پيگيري اظهارات احمدي نژاد در مورد کلاهبردار تازه، طي تماس با مدير کل اطلاعات استان قزوين خواستار ارائه اطلاعاتي درباره وي شد. به دنبال اين پيگيري "مدير کل اطلاعات استان قزوين در گفتگوي اختصاصي با فارس با اعلام اينکه فردي با هويت معلوم با همکاري اعضاي خانواده و چند تن از بستگان و آشنايان خود با تشکيل 8 شرکت بازرگاني اقماري در تهران توانسته است بيش از 30 ميليون دلار تسهيلات به صورت گشايش اعتبار ارزي جهت واردات آهن آلات از يکي از بانک هاي استان دريافت دارد،پرده از ماجراي اين کلاهبرداري کلان برمي دارد."
خبرگزاري فارس که معمولا در موارد مشابه از بردن اسم افراد ابايي ندارد، در اين مورد بدون ذکر نام اين فرد" با هويت معلوم"، از قول مدير کل اطلاعات استان قزوين مي افزايد: "اين کلاهبردار از طريق عدم باز پرداخت تسهيلات مذکور توانسته است بيش از 90 قطعه ملک با نام خود،همسر و فرزندانش در مناطق تهران و شمال کشور خريداري نمايد."
وي مي افزايد: "مامورين وزارت اطلاعات در اداره کل قزوين با بررسي و شناسايي ابعاد تخلفات مذکور با هماهنگي دستگاه قضايي اقدام به بازداشت متهم اصلي نمودند و پرونده هم اکنون در مجتمع قضايي امور اقتصادي تهران،در جريان مي باشد و عليرغم فشار و خارج شدن پرونده از حيطه قضايي استان قزوين،لکن با پيگيري اطلاعات و با همکاري قوه قضايي بخشي از اموال ياد شده مورد شناسايي قرار گرفته تا حقوق بانک ها استيفا شود."
خبر دستگيري اين فرد پس از آن منتشر مي شود که احمدي نژاد در مراسم توديع و معارفه بانک مرکزي به مديران بانک ها تاخت و تکرار کرد که: "سوء استفاده گرها آدرس غلط مي دهند اما مديران پولي و بانکي بايد کار را کنترل و هدايت کنند. معوقه ها بايد به بانک ها برگردد و براي اين کار بايد از خود دولتي ها شروع کنيد. من نمي دانم شما مديران بانک ها از چه چيز مي ترسيد همه بايد پول ها را برگردانند هر کسي تحت هر نامي حتا نام هاي مقدس، خودتان مي دانيد که چقدر پول داده ايد و طرف با زد و بند آن را به عنوان نمونه وارد بازار مسکن کرد،اگر کار را رها کنيد بعضي ها حتا تا تير آهن هاي اين بانک مرکزي را هم مي کنند و مي برند. من از شما انتظار کار پيچيده ندارم اما وقتي پول مي دهيد پس بگيريد."
آنگاه احمدي نژاد در اين مراسم،نشاني ِ فردي را داد که اينک خبر بازداشت او از طريق خبرگزاري فارس منتشر شده است: "يک فرد 110 ميليارد تومان به اسم کارخانه اش وام مي گيرد با آن پول ملک مي خرد و در کار ديگري اين پول را مورد استفاده قرار مي دهد وقتي که به مدير عامل ان بانک مي گوييم چنين کاري انجام شده و از اين فرد شکايت کن، مدير عامل شکايت نمي کند و مي گويد نمي خواهم مشتري از دست برود، آيا مشتري مهم است يا مردم؟"
احمدي نژاد سپس ادامه مي دهد: "من مي توانم به بانک ها بروم و بگويم ليست معوقات را بدهيد تا مشخص شود آن فردي که 100 ميليارد توان بدهي دارد و بدهي اش را نمي دهد،300 ميليارد ديگر در ساير بانک ها دارد و در حال سود گرفتن از آن است،اگر سيستم بانکي اين ها را قطع کند،مي بيند که نه تنها منابع مالي ما کم نيست بلکه براي تقاضاهاي واقعي به اندازه کافي منابع داريم که مديريت خوبي براي آنها انجام نشده است."
احمدي نژاد پيش از اين نيز بارها هشدار داده که اسامي مفسدين اقتصادي را افشا خواهد کرد؛ اتفاقي که تاکنون نيفتاده است. او مدتي پيش هم با دادن يک فرصت 15 روزه از وام گيرندگاني که وام خود را پرداخت نکرده اند خواسته بود، وام ها را برگردانند و گرنه نام آنها را اعلام خواهد کرد.آن فرصت تمام شده و هنوز هيچ نامي منتشر نشده است.
این مطلب را می توانید در روز آنلاین نیز بخوانید.

تاکيد مجدد احمدي نژاد بر طرح تحول اقتصادي
احمدي نژاد در دومين دور ازسفر استاني به خراسان شمالي، صبح چهار شنبه در جمع مردم بجنورد بار ديگر از طرح تحول اقتصادي دفاع کرد. اين در حاليست که علي لاريجاني رئيس مجلس اخيرا تاکيد کرده که مجلس اجازه تصويب طرح هاي تورم زارا نمي دهد و بر اساس محاسباتي که کارشناسان انجام داده اند تورم طرح تحول اقتصادي زياد و مجلس "نگران صدمه زدن اين تورم به ملت" است.
به گزارش خبرگزاري ايسنا احمدي نژاد در بخشي از سخنان خود با اشاره به طرح تحول اقتصادي با تاکيد بر "ساخت ايران به سرعت و بر پايه عدالت و برابري" و در پاسخ تلويحي به مخالفين اين طرح گفت: کينه ورزي و بد اخلاقي و رقابت هاي خانمان سوز، فرهنگ غرب است... هم اکنون کارهاي فراواني در حال انجام است اما انتظار ما و شما ملت ايران سرعت بالاتر و کيفيت بهتر و عدالت والاتر است. بر اين اساس دولت مشکلات اقتصادي را ريشه يابي کرده و در چهار چوب چشم انداز و اصل 44، طرح تحول اقتصادي را به عنوان برنامه ي جامع براي اصلاح و جهش اقتصادي فراهم کرده است.
اين سخنان احمدي نژاد و دفاع مجدد و چندباره ي او از طرح تحول اقتصادي دولت و طعنه زدن به مخالفان اين طرح در حالي ابراز مي شود که وي در گفتگوي زنده تلويزيوني سه شنبه شب هم بار ديگر به دفاع از دولت و دستاوردهاي آن پرداخته بود. احمدي نژاد در اين گفت وگو که در بيشتر خبرگزاري هاي داخلي و نزديک به دولت منتشر شد، در پاسخ به کساني که دولت را ناتوان در مديريت اقتصادي جامعه نشان مي دهند گفت: با اين بحث هايي که شلوغ مي کنند از طرفي به کار درست دولت ضربه مي زنند و از طرف ديگر آدرس غلط مي دهند و متخلفان اصلي را از ديد ناظران پنهان مي کنند.
او ادامه داد: حالا به دولت تهمت مي زنند...اما فکر مي کنيد براي قدرت مي توانيد تهمت بزنيد، اين دولت هم که نمي تواند دائم جواب شما را بدهد.
او در بخش ديگري از سخنانش گفت: برخي در صدد ضربه سياسي به دولت هستند. او اما در مورد اينکه اين «برخي» ها چه کساني هستند توضيح بيشتري نداد.
در اين گفت وگو احمدي نژادضمن پذيرش تورم در کشور استقبال مردم از طرح تحول اقتصادي را «بسيار خوب» ارزيابي کرد و گفت: تکميل فرم هاي اقتصادي خانوار ها با استقبال بسيار خوب و زياد مردم مواجه، و بزرگترين همه پرسي اقتصادي تاريخ انجام شد.
سخنان احمدي نژاد در مورد طرح تحول باقتصادي در شرايطي ابراز مي شود که بسياري از مسئولين کشور اين طرح را داراي اشکالات بسيار مي دانند.
در همين ارتباط علي لاريجاني، رئيس مجلس شوراي اسلامي بعد از ظهر سه شنبه در جمع اعضاي کانون بازنشستگان گفت:يکي از دلايلي که مجلس مي خواهد بر روي تحول اقتصادي با دقت عمل کند ملاحظه تورم است؛ چون بر اساس محاسباتي که کارشناسان انجام داده اند تورم اين تحول زياد است و ما نگران صدمه زدن اين تورم به ملت هستيم. لاريجاني پيش از اين نيز در روز يکشنبه در قالب نطق پيش از دستور مجلس در مورد اين طرح تلويحا به دولت هشدار داده و گفته بود: مجلس هنوز نظر قطعي خودش را اعلام نکرده و تا مجلس نظر خودش را ندهد اين کار قابل اجرا نيست.
در ميان منتقدين اين طرح همچنين مي توان از محسن رضايي دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام نام برد. او در گفت و گوي دوشنبه شب خود با خبرنگار فارس اظهار داشت: طرح تحول اقتصادي يک ضرورت است که بايد صورت گيرد اما در طرح دولت اشکالاتي به چشم مي خورد که مي طلبد با درايت مجلس اصلاحات لازم در آن انجام شود.
رضايي در حالي درايت مجلس را ضروري مي داند که بسياري از نمايندگان مجلس از عدم تصويب اين طرح در مجلس و از تصميم رئيس جمهور ناراضي به نظر مي رسند. به گزارش خبرنگار پارلماني مهر غلامرضا مصباحي مقدم، رئيس کمسيون ويژه اقتصادي مجلس روز چهار شنبه به انتقاد از اين طرح پرداخت و گفت: نمي دانم بر اساس چه محاسباتي رئيس جمهور وعده پرداخت پول داده اند و آن را تقريبي اعلام کرده اند.آيا رئيس جمهور پولي در اختيار دارد که مجلس بي خبر است؟ اگر پولي دارد چرا بدهي خود را به کارکنان آموزش و پرورش نمي دهد؟ چرا بدهي خود را به بانک مرکزي نمي دهدکه آنها قدرت پرداخت تسهيلات به مردم را داشته باشند؟
اين نماينده تهران در ادامه مي افزايد: اگر مقصود پرداخت نقدي يارانه ها باشد بايد سوال کرد که آيا پرداخت نقدي يارانه ها نياز به قانون ندارد؟ آيا اين کار مصوب است؟ در همين جا عرض مي کنم براي جمع آوري اطلاعات اقتصادي خانوارها 40 ميليارد تومان هزينه شده که همين کار نيز بدون مصوبه مجلس و خلاف قانون است.
داريوش قنبري نماينده ايلام هم در ارتباط با گفت و گوي سه شنبه شب احمدي نژاد در سيما، بر اين باور است که اودر اين گفت و گو مجلس را در حد يک گروهک تنزل داده است و به همين دليل از هيات رئيسه مجلس خواستار دفاع از شان قانونگزاري شد. او گفت: اگر قبلا هيات رئيسه در مورد اظهارات رئيس جمهور موضع گيري مي کرد، اظهار نظر هاي شب گذشته مجددا تکرار نمي شد.
توکلي، رئيس مرکز پژوهش هاي مجلس نيز از ديگر نمايندگاني است که اعلام ميزان يارانه ها توسط احمدي نژاد را اشتباه مي داند. او در حاشيه جلسه علني روز چهار شنبه گفته است:فکر مي کنم رئيس جمهور در اين رابطه اشتباه کرد و نبايد قبل از اينکه از مجلس تصويبي گرفته شود اينگونه و به صورت ريز تصميمات را به اطلاع عمومي برساند.
اين سخنان نمايندگان مجلس در روز چهار شنبه در حالي بيان مي شود که پيش از اين نيز نمايندگاني در مجلس اعتراضات خود را بيان کرده اند. به گزارش خبرنگار پارلماني آفتاب، مهدي سنايي نماينده مردم نهاوند در روز يکشنبه گفت: اخباري مي رسد که از پاييز اجراي طرح تحول اقتصادي آغاز خواهد شد.
او آنگاه خطاب به رئيس مجلس گفت: از جنابعالي مي خواهم تکليف اين بحث را روشن کنيد. مجلس و قانونگزاري يک سرمايه صد ساله در کشور است و تحولات اساسي در کشور نيازمند قانونگزاري است. حداقل در بررسي ابتدايي که به عمل مي آيد نياز به ارائه سه لايحه و طرح براي اجراي تحول اقتصادي است.
سخنان احمدي نژاد و دفاع او از طرح تحول اقتصادي در جمع مردم بجنورد و همچنين در صدا و سيما بار ديگر واکنش هاي نمايندگان مجلس را در پي داشته است. اين در حالي است که پيش از اين و ابتدا در تيرماه امسال احمدي نژاد با حضور در يک گفت وگوي زنده تلويزيوني به تشريح طرح تحول اقتصادي پرداخته وبا زير سوال بردن دولت هاي پيش از خود گفته بود: کارهاي زيادي در طول انقلاب انجام شده است اما خروجي چيزي نيست که شايسته ملت ايران باشد....استفاده اقشار ضعيف از يارانه ها کم است.70 درصد مجموعه يارانه فقط توسط 3 دهک جذب مي شود و سيستم يارانه دهي بيمار است، در حالي که بايد عادلانه و هدفمند توزيع شود و محرومين يارانه بيشتري در يافت کنند.
اين سخنان در همان زمان نيز با واکنش هاي بسياري مواجه شد؛ با اين حال تحول اقتصادي دولت و توزيع يارانه ها کليد خورد.
این مطلب ابتدا در روز آنلاین منتشر شده است.

ترکش هاي سپتامبر سياه در وال استريت
تشديد بحران اقتصادي ايالات متحده واکنش هاي مختلفي را در سراسر جهان ايجاد کرده است. از سويي مخالفان انديشه اقتصاد آزاد به انتقاد از اقتصاد بازار پرداخته و گروهي ديگر،دخالت هاي دولت آمريکا در سال هاي گذشته را از موجبات پيدايش اين بحران دانسته اند.در چنين شرايطي اقتصاددانان ايراني پيش بيني کرده اند که اين بحران به ايران نيز خواهد رسيد.
به دنبال سقوط چهار موسسه مالي آمريکا در وال استريت که عوارض و پيامدهاي آن آن حتا به کشورهاي بزرگ اتحاديه اروپا و خاور ميانه نيز کشيده شده،روزنامه ابتکار،روزنامه صبح تهران روز دوشنبه با تيتر "زلزله در آمريکا،پس لرزه در جهان" گزارشي از تاثيرات بحران اقتصادي آمريکا بر جهان ارائه کرد. اين روزنامه از قول اينترنشنال هرالد تريبون مي نويسد: در شرايطي که کشور هاي اروپايي اولين جبهه بودند که از ترکش هاي شديد بحران اقتصادي امريکا ضربات سهمگيني را متحمل شدند ولي آنگونه که پيش بيني مي شد اين موج بازارهاي اقتصادي – مالي دبي در امارات متحده عربي را نيز تحت تاثير قرار داده است. اين تاثيرات بحران مالي بر همسايگان ايران اين احتمال را تقويت مي کند که اين موضوع به ايران هم کشيده شود.
روزنامه ابتکار در واقع نظر بسياري از کارشناسان اقتصادي ايران را منعکس مي کند که بر اين باورند که اين بحران هم اکنون وارد ايران شده است.شاهين شايان اراني کارشناس اقتصادي از اين جمله است که در مصاحبه دوشنبه خود با ايسکا نيوز مي گويد: بحران اقتصادي آمريکا،شوک جديدي به ايران وارد مي کند.
او مي افزايد: اگر قيمت دلار در پي بحران اقتصادي آمريکا کاهش و نرخ يورو افزايش يابد به دنبال سياست هاي ارزي که در مقابل تحريم اتخاذ کرديم و فعاليت هاي اقتصادي را به يورو سوق داديم متوجه ضرر خواهيم شد. بحران اقتصادي آمريکا به کل دنيا کشيده مي شود و مديريت در آمد نفتي ايران در کوتاه مدت کار بسيار مشکلي است.
اين "کار بسيار مشکل" نگراني مقامات ايراني را نيز موجب شده است. محسن رضايي دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام در همين ارتباط در نامه اي به علي لاريجاني رئيس مجلس شوراي اسلامي،خواستار تشکيل جلسه سران قوا براي بررسي تاثير بحران مالي جهان بر اقتصاد ايران شد. به گزارش ايلنا به نقل از پايگاه اينترنتي محسن رضايي،او خواهان آن شد تا "در جلسه سران قوا،بحران مالي جهان بر اقتصاد ايران به ويژه از نظر تحولات احتمالي بازار نفت بررسي شده و براي تبديل تهديدهاي اين بحران به فرصت براي کشور تصميم گيري شود". رضايي پيشنهاد کرده است در نشست سران قوا،وزيران اقتصاد و دارايي و نفت و رئيس کل بانک مرکزي حضور داشته باشند تا ضمن شناسايي کامل فرصت ها و تهديد هاي بحران مالي پيش روي بازار هاي جهان،تصميم هاي اتخاذ شده در تدوين بودجه سال آينده کشور مد نظر قرار گيرد.
محسن صفايي فراهاني هم اگر چه در هفته نامه شهروند مي نويسد "اقتصاد ايران به دليل آنکه خلاف بازارهاي عمده مالي جهان است که با هم در ارتباط هستند بازار بسته اي است؛ بنابراين بحران کنوني تاثير بر بازارهاي مالي ايران ندارد" اما بر اين نکته نيز تاکيد مي کند که: "اقتصاد ملي از دو ناحيه ضربه پذير است:نرخ دلار و قيمت نفت."
اين نگراني ها و تحليل هاي هر چند بسيار متفاوت و متناقض در حالي ابراز مي شود که آيت الله جنتي دبير شوراي نگهبان در نماز جمعه هفته ي پيش مشکلات اقتصادي آمريکا را "مجازات خداوند" دانست و گفت: "همانطور که آمريکايي ها از بروز مشکلات در ايران خوشحال مي شوند،خوشحاليم که اقتصاد آمريکا دچار آشفتگي شد و مشکلات آنها به اروپا سرايت کرده است و نتيجه اعمال زشت خود را مي بينند و خداوند آنها را گوشمالي مي دهد."
اين سخنان جنتي در حالي ابراز مي شود که وي با وجود پذيرش مشکلات اقتصادي و نابساماني در ايران آن را نتيجه ي خشم خداوند نمي داند بلکه نقش يک سفير اروپايي را در اين مشکلات اقتصادي برجسته مي سازد. او مي گويد: "يک سفير پليد در ايران زندگي مي کند که اسم او را نمي گويم اما موضوع را بيان مي کنم تا بداند قضيه لو رفته است. اين فرد چندي قبل به انگليس و آمريکا رفت،پس از آن به ايران برگشت و در جلسات خصوصي گفت با ايجاد بحران بايد اهداف خود را پيش ببريم و منظورش بحران اقتصادي در کشور است..."
جنتي ماه گذشته از تريبون نماز جمعه از مردم خواسته بود در مقابل نابساماني ها صبر پيشه کنند چرا که مشکلات به اين زودي ها تمام نمي شود.
از سوي ديگر احمدي نژاد، رئيس جمهوري اسلامي بحران مالي جهاني را شکست سيستم هاي مديريت اقتصاد جهان مي داند و هيچ اشاره اي به تاثير اين بحران ها بر ساير کشور هاي جهان و از جمله ايران نمي کند. او در ديدار بعد از ظهر يکشنبه با وزير امور خارجه ونزوئلا مي گويد: ضروري است ساختار هايي خارج از ساختار موجود (جهان) تاسيس کرده و اقدامات خود را بر مبناي آن انجام دهيم. در چنين صورتي بسياري از کشور ها به اين ساختار جديد خواهند پيوست.
اين خشنودي احمدي نژاد و نزديکان دولت در حالي بيان مي شود که عموم تحليل گران اقتصادي در ايران و جهان اين بحران ها را براي اقتصاد و مردم ايران و ساير کشور هاي منطقه زيانبار ارزيابي مي کنند. سعيد ليلاز،اقتصاد دان در گفت و گو با سايت ايسکا نيوز مي گويد: هنگامي که تقاضاي آمريکا به عنوان بزرگ ترين مصرف کننده مواد خام کاهش يابد،اقتصاد ايران که بر پايه صادرات مواد نفتي خام استوار است متضرر خواهد شد.
وي با تاکيد بر اينکه کاهش رشد اقتصادي آمريکا تا پايان سال 2009 نيز ادامه خواهد داشت تصريح کرده: کاهش تقاضاي آمريکا براي دريافت مواد خام نفتي به کمترين حد خود در يازده سال اخير رسيده است. اين کاهش تقاضا باعث افت شديد نرخ نفت در بازارهاي جهاني شده و اقتصاد وابسته به نفت ايران را نيز متاثر کرده است.
با اين وجود حاميان سرسخت القاعده ـ هم سخن با آيت الله جنتي ـ به گزارش بي بي سي در پيام هايي که روي سايت اينترنتي اين گروه گذاشته شده است،بحران هاي مالي امريکا و غرب را جشن گرفته و اين بحران را "مجازات الهي" خوانده اند.
+ + گل بانوی سینمای ایران گلشیفته فراهانی که موفقیت های او از سوی بنگاه بانگ و رنگ جمهوری اسلامی و سایر رسانه ها با بایکوت خبری مواجه شده گویا عصبانیت بهشت فروشان میهن را بر انگیخته است که اینگونه چشم خود را بر روی کامیابی های این جوان ایرانی بسته اند.باید از زبان مولانابه این خنیاگران مارش غم که هنری جز بی هنری ندارند گفت: هین به دست آور کمالی تا تو هم / از کمال دیگران نفتی به غم

در دوران دبیرستان معلم تاریخی داشتیم بسیار سخت گیر و منظم.همیشه به کتاب های تاریخ مدارس و فحوای آن اعتراض داشت...هر بار که سر کلاس می آمد ،یادم هست که به دو گروه بسیار می تاخت. یکی سازمان مجاهدین خلق و خصوصا شخص مسعود رجوی و دیگری مرحوم بازرگان و نهضت آزادی. به بچه ها می گفت: فریب نهضت آزادی را نخورید و همچنین مجاهدین خلق. می گفت: بازرگان به دروغ ادعای ایمان دارد، او حتا زمان شاه نیز مبارز نبود،بلکه فردی منفعل بود.می گفت: بازرگان خیلی پولدار است.کارخانه دار است و مگر کسی با آن ثروت می تواند درد فقیران را حس کند. در مورد مجاهدین به دلیل این که هیچ گونه باوری به راه و منش آنها نداشتم چیزی نمی گفتم اما از بازرگان دفاع می کردم. آن روزها مرحوم بازرگان زنده بود و من ایشان را چون امروز بسیار دوست می داشتم. در جلسه ای با او به بحث پرداختم و از مرحوم بازرگان دفاع کردم.او در جواب ، نگاه عاقل اندر سفیهی به من انداخت که تو چه می دانی چه خبر است. گفت: همین ابراهیم یزدی آمریکایی است. تبعه ی آمریکا است. او زبان فارسی را به درستی نمی تواند صحبت کند. یادم است که مثال می زد که یزدی وقتی می خواهد از آیات قران استفاده کند می گوید فی المثل سوره ترتی وان (31) آیه فور (4). این سخن او در ذهن من نقش بست، بدون آنکه آن روزها بدانم مگر کارخانه دار بودن جرم است و مگر تبعیت دوگانه ی آمریکایی – ایرانی داشتن گناه کبیره است؟ آن وقت ها بسیار تحت تاثیر مرحوم شریعتی و جناب ابوذر غفاری بودم و یک پا چپ مسلمان. آن روز به آن آموزگار محترم نتوانستم پاسخی بدهم چرا که خود نیز باور داشتم اگر فردی کارخانه دار است و یا تبعیت امپیریالیست جهانخوار را دارد قطعا نمی تواند انسان شایسته ای باشد. احترام من به مرحوم بازرگان در هاله ای از شک فرو رفت. او را دوست می داشتم اما از آن روز در ذهنم بیشتر به دنبال دلایل این مودت می گشتم. چندی بعد مهندس بازرگان در گذشت و من در مراسم تشییع پیکر ایشان شرکت کردم. سال 1373. اولین مشارکت من در مسائل سیاسی بود. احساس لذت خاصی داشتم. تا قم رفتم تا در آن مراسم شرکت کنم. در آرامگاه خانوادگی ایشان بود که در گوشه ای اعضای نهضت آزادی را مشغول نماز خواندن دیدم. بعد از پایان نماز به نزدیکی دکتر یزدی رفتم تا ببینم آیا ایشان می تواند فارسی صحبت کند یا نه؟ دیدم بله. به خوبی فارسی سخن می گوید . آن معلم تاریخ راست نمی گفت که ابراهیم یزدی امریکایی است و زبان مادری نمی داند. آن معلم در آن روزها ،بسیاری از اشخاص را با یک جمله ی دو پهلو نفی می کرد و بذر تردید در اذهان ما می کاشت و درونمان را مشوش می کرد. از سید جمال الدین اسد آبادی که او را خائن و فراماسون می دانست تا شریعتی و آل احمد و بازرگان و سروش و ... . حسنی که کار او داشت این بود که بچه های کنجکاو کلاس را به جستجوی بیشتر تشویق می کرد و ما را محصور و محدود در کتاب تاریخ مدرسه نمی کرد.هر چند بسیاری از تحلیل ها و قضاوت هایش امروز برایم خنده دار است.
بعد ها دانستم این اندیشه چپ ،چه از نوع مذهبی اش و چه از انواع غیر مذهبی و ضد مذهبی اش چقدر در اذهان ما ریشه دوانده است. حتا در لیبرال ترین متفکران ما، می توان رد پایی از این چپ اندیشی را یافت. نا مشروع و زشت دانستن "سرمایه"،زالو صفت دانستن سرمایه دار، منحط دانستن فرهنگ غرب و طعنه زدن در آن با القابی چون امپریالیست و جهانخوار و... و ریشه ی همه مشکلات و معضلات درونی خود را در غرب و در راس آن ایالات متحده مفروض گرفتن و همه ی ناتوانی های خویش را از استعمار تاراج گر ِ غرب پنداشتن. این تئوری ها از تفکرات چپ الهام می گیرد و در گوشت و پوست ما رخنه کرده است. بگذریم
بعد ازگذشت اینهمه سال از دوران دبیرستان وقتی مصاحبه دکتر یزدی را با خبرگزاری فارس خواندم، نمی دانم چرا ناگهان یاد آن معلم تاریخ افتادم. معلمی با ژست های روشنفکرانه و دلایل بعضا سست. دکتر یزدی در این مصاحبه که با یک خبرگزاری حکومتی انجام گرفته است بسیار سعی دارد که خود را از گروه "خودی ها" بشناساند. اصلاح طلبی در چارچوب هاب قانونی. او ملتمسانه از گروه موتلفه اسلامی می خواهد که با آنها گفتگو کند و می گوید که چگونه است که موتلفه با حزب کمونیست چین دیدار و گفت و گو دارد اما با آنها که یک حزب اسلامی هستند سخن نمی گوید. آرزوی یزدی این است که با احزاب راست جمهوری اسلامی به توافق و تفاهم برسد تا منافع ملی! ایران حفظ شود. او در جایی به طیفی از تحکیم وحدتی ها و افرادی چون افشاری و سازگارا اشاره می کند و آنها را خواهان حمله ی نظامی غرب به ایران می داند و از همکاری آنها با امریکا اظهار تاسف می کند. اینکه آقایان افشاری و سازگارا و دیگرانی، خواهان حمله ی نظامی به ایران باشند یا نه را خودشان باید پاسخ دهند. اما اینجا باز من یاد آن معلم تاریخ افتادم که می گفت یزدی آمریکایی است و فارسی نمی تواند حرف بزند. ایجاد این شک و شبهه ها توسط آقای یزدی می تواند افراد کنجکاو را به جست و جو وادارد که چه کسانی خواهان حمله نظامی امریکا به ایران هستند.
اما سخن من این است و پرسشم از آقای یزدی که آیا فضای باز سیاسی که کارتر با فشار در ایران قبل از انقلاب بر قرار ساخت نقشی در فعال تر شدن انقلابیون و پیدایش جمهوری اسلامی نداشت؟ اگر داشته است آیا آن روز آقای یزدی به عنوان یکی از رهبران انقلاب و از یاران آیت الله خمینی به آن دخالت ها هیچ اشاره و اعتراضی کرده است؟ چرا ایشان آن روزها نمی فرمود:" آمریکا امام زمان نیست که منتظر ظهورش باشیم.بنابر این من به استفاده از فشار یا نهاد های بین المللی علیه ایران اعتقادی ندارم..."
سیاست ، قدرت استفاده از امکانات و شرایط و عوامل مختلف برای پیشبرد صحیح اهداف است. آیا اگر کسانی بر این باور بودند که می توان از فشارهای بین المللی استفاده کرد و حاکمیت را به رعایت حقوق بشر و کرامت انسان ها مجاب کرد باید آنها را وابسته و وطن فروش قلمداد کرد؟ هر ایرانی وطن دوستی با تجاوز بیگانه مخالف است، این بیگانه می خواهد صدام حسین باشد یا جناب عمرابن خطاب یا بوش.فرقی نمی کند. آری روا نباشد خونریز را حمایت. اما سیاست ، استفاده مطلوب از شرایط به وجود آمده است. همانگونه که دکتر یزدی خواهان آن است که از هر تریبونی برای بیان افکار خود استفاده کند،حتا خبرگزاری حکومتی فارس، دیگران نیز مجازند که اینگونه رفتار کنند و از تریبون های موجود برای اطلاع رسانی استفاده کنند.
در پایان امیدوارم که آقای دکتر یزدی بتواند حاکمیت را مجاب کند که از خودی هاست و می تواند در کنار موتلفه اسلامی و دیگران به خدمت بپردازد. تنها نگرانی من در این میان آزردگی روح مهندس بازرگان است. روحش شاد.
این گزارش را می توانید در سایت روز آنلاین نیز بخوانید.
![]()
زخم کهنه جنگ دوباره سرباز کرد
هشدار هاشمي رفسنجاني درباره" تحريف دفاع مقدس"
هر ساله از سي و يکم شهريورتا هفت مهر که از جانب جمهوري اسلامي هفته ي دفاع مقدس نامگذاري شده، مباحث مربوط به آغاز جنگ هشت ساله و علل و پيامدهاي اين جنگ به شيوه هاي مختلفي مورد بازخواني قرار مي گيرد و کشمکش هاي تازه اي را موجب مي شود.در همين راستاهاشمي رفسنجاني در خطبه نماز جمعه اين هفته نسبت به ورود اغراض سياسي به تحليل ها و روايات جنگ هشت ساله هشدار داد و گفت: دفاع مقدس را نبايد به اغراض سياسي آلوده کرد.
دنباله را در ادامه مطلب بخوانید.
+ نگاهی به کتاب «توسعه به مثابه آزادی» نوشتهی آمارتیا سن . سعید صحرایی
این مقاله رادر روز آنلاین نیز می توانید بخوانید.
هر گاه که به انتخابات ریاست جمهوری نزدیک می شویم، این پرسش که "چه کسی می تواند بهتر سکان دولت را به دست بگیرد؟" به پرسش روز فعالان سیاسی و مردم تبدیل می شود. و هر شخص و گروهی، فردی را به زعم خود به عنوان بهترین گزینه و در نهایت کاندیدای خود معرفی می کنند. این پرسش، یک پرسش قدیمی است و شاید قدمت آن به قدمت ِ احساس نیازمندی انسان به تشکیل حکومت باشد.
افلاطون در کتاب هفتم جمهوری، پرسش ِ چه کسانی برای زمامداری مناسبند ؟ را مطرح می سازد و آنگاه یگانه راه ایجاد "مدینه فاضله" را حاکمیت فیلسوفان می داند(1).جواد طباطبایی در مورد افلاطون می گوید:افلاطون بحران در نظام سیاسی آتن را که در نامه ی هفتم به آن اشاره کرده است ،همچنان که از مباحث رساله های دیگر او نیز می توان دریافت، بحران فلسفی و در بنیاد اندیشه ی فلسفی می دانست...نقادی شیوه های اداره همه شهرهای موجود،افلاطون را به موضع بنیادین فلسفه ی سیاسی او سوق داد که تا زمانی که فیلسوفی بنیاد گذار شهری نباشد،هیچ درمانی برای دردهای شهر کارگر نخواهد افتاد.(2) در این دیدگاه سوال اساسی این است که "چه کسی باید حکومت کند؟" و البته پاسخ ها متفاوت است.در جهان مدرن اصولا شکل پرسش تغییری بنیادین یافت و از "چه کسی باید حکومت کند؟" به "چگونه باید حکومت کرد؟" تبدیل شد. " اعتقاد راسخ من این است که افلاطون با طرح مسئله سیاست به صورت اینکه "چه کسی باید حکومت کند؟" یا اراده چه کسی باید از همه برتر باشد؟"و مانند آن،آشفته فکری و خلطی پایدار در فلسفه ی سیاسی به وجود آورد... روشن است که همینکه پرسیده شود "چه کسی باید حکومت کند؟" دشوار می توان از دادن پاسخی از این قبیل خود داری کرد که "بهترین اشخاص" یا " فرزانه ترین افراد" یا "نژاد سرور" یا "کارگران صنعتی یا مردم".(3)پوپر بر این عقیده است که باید پرسش را به گونه ای دیگر طرح نماییم."چگونه ممکن است نهادهای سیاسی را به نحوی سازمان دهیم که بتوانیم از اینکه حکمرانان بد یا نا لایق بیش از حد آسیب برسانند،جلو گیری کنیم؟" (4)
+++
آیت الله منتظری در دیدار با اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در قم می گوید:" هر کسی به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد باید با مقام رهبری اتمام حجت کند که چون مردم به او مسئولیت داده اند باید مطابق آن اختیار هم داشته باشد و بتواند کابینه خود را هماهنگ انتخاب کند تا در اجرای امور موفق باشد،نه اینکه افراد کابینه و یا استان دارها و دیگر امور به او تحمیل شود."
تاکید آیت الله منتظری براین امر، تاکیدی سنجیده و بجا است. جایگاه رهبری در جمهوری اسلامی از دل همان پرسش ِ "چه کسی باید حکومت کند؟" بیرون آمده است. بسیاری از تئوریسین های جمهوری اسلامی،اصولا رهبر را به صورت منتخب مردم و پاسخ گو بودن نمی پذیرند. " شما پست و مقامی به خبرگان نمی دهید. بلکه شخص صالحی را معرفی می کنید و می گویید ما به حرف او اعتماد داریم. خبرگان هم رهبر را نصب نمی کند بلکه می گویند: ما شهادت می دهیم که این فرد از دیگران اصلح است. آن ها به رهبری مقامی نمی دهند، مقام را امام زمان به او داده که فرمود: جعلته حاکما" . ما نمی دانیم چه کسی اولی است. خبرگان تعیین می کند..."(5)
آیت الله منتظری از رئیس جمهور منتخب مردم می خواهد تا با مقام رهبری اتمام حجت کند. اینجاست که پرسش ِ "چه کسی را کاندیدای ریاست جمهوری آینده کنیم" شکل دیگری به خود می گیرد. گروهی از اصلاح طلبان چشم به راه آمدن ِ سید محمد خاتمی هستند و گروهی دیگر عبدالله نوری را گزینه ی مناسبی می دانند. کروبی نیز قبله ی آمال دسته ای دیگر از اصلاح طلبان است. اصلاح طلبان گویا همچنان به دنبال پاسخگویی به این سوال هستند که " چه کسی برای انتخابات آینده ریاست جمهوری مناسب است. حال آنکه چاره کار پاسخ به این پرسش نیست.
در انتخابات ریاست جمهوری، هر کاندیدایی باید قبل از اعلام کاندیداتوری خود رضایت رهبری را جلب نماید و این امر به یک سنت در جمهوری اسلامی تبدیل شده است. " در مجمع شیوخ و سادات مبارز تهران مقرر شد با وجود امتناع خاتمی از نامزدی،ریش سفید مجمع، مهدی کروبی نزد رهبری رود و ضمن اعلام مشارکت جناح چپ اسلامی در انتخابات ریاست جمهوری نام سه نامزد نامور را برای گمانه زنی در فهم دیدگاه رهبری بر زبان بیاورد: دو سید و یک شیخ.مهدی کروبی،سید محمد موسوی خوئینی ها و سید محمد خاتمی. اما شیخ بر خلاف عهد خویش عمل کرد و تنها نام سید را آورد:آن هم سید محمد خاتمی و اینچنین شد که خاتمی نامزد ریاست جمهوری شد. (6)
اینجاست که به ضرورت ان اتمام حجتی که آیت الله منتظری از آن سخن می گوید پی می بریم. اینگونه است که باید از پرسش "چه کسی کاندیدای ریاست جمهوری شود؟" دست برداریم و به سراغ "چگونه " ها برویم تا بار دیگر شکست اصلاح طلبان را نظاره گر نباشیم. شکستی که عبدالله نوری گزینه ی مقبول بخشی دیگر از اصلاح طلبان، از آن سخن می گوید. " اگر بر سر همان برنامه های اعلام شده در دوره اصلاحات ایستادگی می شد شاید در جهت برقراری دموکراسی واقعی توفیقی حاصل می گشت."
کلمه ی "شاید" در این سخنان بسیار مهم است. زیرا تا زمانی که آن "اتمام حجت" انجام نپذیرد راه برون رفتی وجود ندارد.
+++
نگاهی به تفاوت دفاعیات عبدالله نوری در هنگام استیضاح مجلس شورای اسلامی، به عنوان وزیر کشور و دفاعیات دادگاه روزنامه خرداد به عنوان یک روزنامه نگار شاهدی است بر مدعای این نوشته.
عبدالله نوری در قالب وزیر کشور ِ یک دولت اصلاح طلب به گونه ای از خود در برابر مجلس دفاع کرد و در دفاعیات روزنامه خرداد و به عنوان یک روزنامه نگار به شکلی دیگر. عبدالله نوری ِ وزارت کشور دغدغه ها و مصلحت های قدرت را در نظر می گیرد و چندان بر "برنامه و اصول و خط قرمز خود پافشاری نمی کند، اما در مقام یک روزنامه نگار بر سر اصولش می ایستد و زندان را به جان می خرد و مقاومت می کند. همه مدعای این نوشته این است که اصلاح طلبان به این انذار آیت الله منتظری گوش فرا دهند و از کاندیدای خود بخواهند که در صورت انتخاب شدن با مقام رهبری اتمام حجت نمایند و گرنه در خوشبینانه ترین حالت ،ورود اصلاح طلبان به ریاست ساختار قوه مجریه چیزی جز تکرار شکست های گذشته نخواهد بود.
+
(1). جمهور افلاطون ترجمه: فواد روحانی شرکت انتشارات علمی فرهنگی 1374 ص 404
(2). زوال اندیشه سیاسی در ایران سید جواد طباطبایی انتشارات کویر 1375 ص 56 وص 57
(3).جامعه باز و دشمنان آن کارل پوپر ترجمه: عزت الله فولاد وند انتشارات خوارزمی 1377 ص 303
(4) همان ص 303
(5) آیت الله مصباح یزدی نشریه پرتو یادنامه نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ص 25
(6). محمد قوچانی مجله شهروند شماره 62 ص 10
طهماسب مظاهري رفت .
این گزارش را می توانید در سایت روز آنلاین بخوانید.

بالا يا پايين بودن نرخ تورم ونرخ بهره بانکي، عاقبت عضو ديگري از کابينه محمود احمدي نژاد را از قطار دولت پياده کرد. طهماسب مظاهري رئيس بانک مرکزي جمهوري اسلامي هم، که از مدت ها قبل به عنوان مخالف برنامه هاي اقتصادي دولت شناخته شده بود،ابتدا به دنبال يک شايعه و سپس تکذيب شايعه برکنار شد.
شايعه برکناري مظاهري و يا استعفاي او از مدت ها پيش بر سر زبان ها بود، اما هر بار به شکلي تکذيب مي شد. مظاهري خود در خصوص استعفايش در آذرماه 86 به خبرنگار پارلماني آفتاب گفته بود: "اين خبر کذب است و يک شوخي رسانه اي بود".
دنباله را در ادامه مطلب بخوانید.